بیوتکر

درباره ما

بیوتکر سفیر ترویج زیست فناوری و مرجع دانستی های بیوتکنولوژی. اینجا با هم کلی کتاب و مقاله علمی با موضوعات جذاب می خونیم

 

با ما تماس بگیرید

اصول خوب مستند سازی | GDP

  • خانه
  • -
  • تضمین کیفیت
  • -
  • اصول خوب مستند سازی | GDP
اصول خوب مستند سازی | GDP

در صنعت دارو و غذا، یک قانون نانوشته اما بسیار جدی وجود دارد: اگر چیزی ثبت نشده، یعنی انجام نشده است.

 

«فرض کنید استاد از شما گزارش کار آزمایشگاه می‌خواهد و شما می‌گویید: “استاد من همه آزمایش‌ها را انجام دادم، فقط یادم رفت بنویسم!”

 قبول می‌کند؟شاید در دانشگاه فقط نمره را کم کند؛ اما در صنعت دارو می‌تواند کیفیت محصول و ایمنی بیمار را زیر سؤال ببرد.»

اصول خوب مستند سازی

اصول خوب مستند یا GDP  (Good Documentation Practices) چیست؟

GDP مجموعه‌ای از روش‌ها و استانداردهای نوشتاری و ثبت و نگهداری اطلاعات است که تضمین می‌کند تمامی سوابق و مستندات مطابق اصول ALCOA+ باشند به‌گونه‌ای که در هر زمان قابل ردیابی، قابل ممیزی و قابل اتکا به‌عنوان شواهد قانونی و کیفی در محیط‌های تحت مقررات (GxP) است؛ مثل:

  • شرکت‌های دارویی
  • بیوتکنولوژی
  • صنایع غذایی
  • آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی تحت قانون

«به زبان ساده GDP یعنی هر چیزی که انجام می‌دهی، باید درست، کامل، خوانا، به‌موقع و قابل ردیابی ثبت شود. اگر چیزی ثبت نشده، از نظر قانون و ممیز انجام نشده است

اصول ALCOA و ALCOA+

یعنی اطلاعات باید:

  • قابل نسبت دادن به فرد مشخص باشند (Attributable)
  • خوانا باشند (Legible)
  • در همان زمانی که کار انجام می‌شود ثبت شوند / به موقع ثب شوند (Contemporaneous)
  • اصل باشند (Original)
  • دقیق باشند (Accurate)
  • و در نسخه ALCOA+: کامل (Complete)، پایدار (Enduring)، در دسترس (Available) و سازگار (Consistent) باشند.

تمام این‌ها یعنی:

مستندات ما باید آن‌قدر قابل اعتماد باشند که بتوانیم رویشان برای تصمیم‌گیری‌های مهم کیفیت و ایمنی حساب کنیم. بنابراین GDP فقط “خوب نوشتن” نیست؛ GDP یعنی اطلاعاتی که ثبت می‌کنیم، در برابر ممیز، در برابر قانون، و مهم‌تر از همه در برابر بیمار، قابل دفاع باشند.

اصول ALCOA در اصول خوب مستندسازی

فلسفه و دلیل وجود GDP

چرا GDP این‌قدر مهم است؟

  1. انسان فراموش‌کار است؛ کاغذ و رکورد حافظه‌ی سازمان است. بدون مستندات، هیچ‌کس نمی‌تواند بعداً بفهمد چه کاری، توسط چه کسی، چه زمانی، چگونه انجام شده است.
  2. کیفیت محصول فقط “نتیجه آزمایش نهایی” نیست؛ کیفیت یعنی فرآیند به‌درستی انجام شده و این فقط با مستندات قابل اثبات است.
  3. قوانین و ممیزها به مستندات بیشتر از حرف آدم‌ها اعتماد می‌کنند. در ممیزی، سوال اصلی این است: «نشان بده که کاری که ادعا می‌کنی انجام داده‌ای، واقعاً انجام شده است و در لحظه انجام ثبت شده است.»
  4. GDP از تقلب، دستکاری و “عددسازی” جلوگیری می‌کند. اگر قواعد GDP نباشد، اضافه‌کردن، پاک‌کردن، بازنویسی و جعل رکورد بسیار ساده می‌شود.
  5. GDP، پایه‌ی Data Integrity است. بدون GDP، Data Integrity معنی ندارد.

 

مثال:
«فرض کنید یک شرکت دارویی ادعا می‌کند دمای انبار همیشه بین ۱۵–۲۵ درجه بوده، اما لاگ دما ناقص است یا بعداً پر شده است. از نظر ممیز، این شرکت هیچ مدرکی برای ادعایش ندارد؛ یعنی محصول ممکن است در دماهای نامناسب نگهداری شده و خطر برای بیمار ایجاد شود.»

مثال اصول خوب مستندسازی دمای انبار

1-1- تفاوت GDP با GMP، GLP، GCP

GxP = مجموعه‌ای از “Good X Practice” ها مثل:

    • GMP – Good Manufacturing Practice : تمرکزش روی تولید است.
    • GLP – Good Laboratory Practice : تمرکزش روی مطالعات آزمایشگاهی غیربالینی است.
    • GCP – Good Clinical Practice : تمرکزش روی مطالعات بالینی روی انسان است.
    • وGDP  –Good Documentation Practices: تمرکزش روی مستندسازی در همه این محیط‌ها است.

GDP در این خانواده، نقش سیستم عصبی و حافظه را دارد که داخل همه این دنیاها جریان دارد.

بیایید کمی عمیق‌تر نگاه کنیم.

خانواده GXP یا GLP , GDP , GMP و GCP

GMP چیست و چه فرقی با GDP دارد؟

GMP یا Good Manufacturing Practice بر طراحی، کنترل و اجرای فرایند تولید محصولات دارویی، غذایی و بیوتکنولوژی تمرکز دارد. این مفهوم تمامی عناصر حیاتی تولید از جمله تجهیزات، محیط، آموزش کارکنان، اعتبارسنجی، نگهداری، نمونه‌برداری، تولید، بسته‌بندی، ذخیره‌سازی و سایر مراحل را در بر می‌گیرد. تفاوت اصلی GMP با GDP در این است که GMP توضیح می‌دهد کارها چگونه باید انجام شوند، در حالی که GDP بیان می‌کند کارهای انجام‌شده باید چگونه ثبت و مستندسازی شوند. ازاین‌رو گفته می‌شود «GMP بدون GDP قابل اثبات نیست»؛ زیرا حتی اگر تمامی فعالیت‌ها طبق اصول GMP انجام شده باشند، اما به‌درستی ثبت نشده باشند، از نگاه ممیز گویا هرگز انجام نشده‌اند.

GLP چیست و چه فرقی با GDP دارد؟

GLP یا Good Laboratory Practice بر برنامه‌ریزی، اجرا، ثبت و گزارش‌دهی مطالعات غیربالینی تمرکز دارد؛ مطالعاتی مانند آزمون‌های سمّیت و فارماکولوژی پیش‌بالینی. این نظام شامل ساختار سازمانی، تجهیزات آزمایشگاهی، دستورالعمل‌های استاندارد عملیاتی (SOPها)، گزارش نهایی مطالعه و همچنین مسئولیت‌های کلیدی مانند نقش Study Director است. تفاوت GLP با GDP در این است که GLP بر طراحی صحیح، اجرای کنترل‌شده و کیفیت علمی مطالعات غیربالینی نظارت دارد، در حالی که GDP در چارچوب GLP تضمین می‌کند نتایج آزمایش‌ها به‌درستی ثبت شوند، کروماتوگرام‌ها، گزارش‌ها، فرم‌ها و لاگ‌ها کامل، دقیق و قابل ردیابی باشند. به بیان ساده، «GDP در محیط GLP یعنی مجموعه مستنداتی که نشان می‌دهد هر آزمایش دقیقاً چگونه انجام شده و چرا به این نتایج رسیده‌ایم.»

GCP چیست و چه فرقی با GDP دارد؟

GCP یا Good Clinical Practice مجموعه‌ای از اصول و الزامات است که بر طراحی، اجرا، ثبت و گزارش‌دهی مطالعات بالینی روی انسان تمرکز دارد. هدف اصلی GCP حفاظت از حقوق، ایمنی و رفاه داوطلبان یا بیماران و همچنین تضمین صحت و اعتبار داده‌های بالینی است. در چارچوب GCP اطمینان حاصل می‌شود که رضایت آگاهانه از شرکت‌کنندگان به‌درستی اخذ شده، پروتکل مطالعه دقیقاً رعایت شده و داده‌های بالینی به شکل صحیح و کنترل‌شده جمع‌آوری شده‌اند.

تفاوت آن با GDP در این است که GCP بر کیفیت اجرای مطالعه بالینی و جنبه‌های اخلاقی و علمی آن تمرکز دارد، در حالی که GDP در محیط مطالعات بالینی تضمین می‌کند مستندسازی به شکل استاندارد انجام شود. این شامل تکمیل به‌موقع، خوانا و صحیح فرم‌های Case Report Form (CRF)، ثبت هرگونه تغییر همراه با تاریخ، امضا و دلیل، و کنترل نسخه‌های جدید پروتکل‌ها و فرم‌ها است. به بیان دیگر، GDP زیرساخت مستندسازی دقیق را فراهم می‌کند تا آنچه طبق اصول GCP انجام شده، قابل بررسی و اثبات باشد.

1-1- جایگاه GDP در سیستم‌های GxP

جایگاه GDP در سیستم‌های GxP را می‌توان با یک تصویر ذهنی ساده بهتر درک کرد. در هر سیستم GxP سه پایه‌ی اصلی وجود دارد:

  1. People – افراد آموزش‌دیده
  2. Process – فرآیند تعریف‌شده
  3. Documentation – شواهد و سوابق

پایه‌ی سوم یعنی مستندات، همان نقطه‌ای است که GDP نقش محوری خود را ایفا می‌کند. GDP  مانند ستون فقرات در حوزه‌ی Data Integrity عمل می‌کند و تضمین می‌کند شواهد و سوابق تولیدشده در هر بخش سیستم نه‌تنها قابل اعتماد و دقیق باشند، بلکه در هر زمان قابلیت حسابرسی داشته و برای ارائه به نهادهای نظارتی مانند FDA، EMA، وزارت بهداشت یا مشتریان معتبر باشند. به این ترتیب، GDP زیربنایی است که کیفیت و صحت داده‌ها را در تمامی حوزه‌های GxP حفظ می‌کند.

سه پایه هر سیستم GxP - GDP

اگر GDP رعایت نشود، چه پیامدهایی دارد؟

اگر اصول GDP رعایت نشود، پیامدهای آن می‌تواند بر بیمار، شرکت، نهادهای نظارتی و حتی افراد درگیر تأثیر مستقیم بگذارد. مهم‌ترین پیامد، افزایش ریسک برای بیمار یا مصرف‌کننده است؛ زیرا عدم ثبت صحیح داده‌ها می‌تواند به تولید محصولی غیراستاندارد منجر شود و در صورت بروز مشکل، امکان ردیابی و انجام یک Recall مؤثر وجود نخواهد داشت. علاوه بر این، رعایت‌نشدن GDP پیامدهای قانونی و نظارتی جدی به همراه دارد؛ از Observation در ممیزی و دریافت فرم‌هایی مانند FDA 483 و Warning Letter گرفته تا تعلیق پروانه و از دست رفتن اعتماد نهادهای نظارتی.

در سطح شرکت نیز پیامدها قابل‌توجه است: آسیب به برند، رد شدن Batchها، و هزینه‌های سنگینی که برای تحقیقات داخلی، اجرای Recall و اصلاح سیستم‌ها باید پرداخت شود. در نهایت، افراد نیز از این چرخه آسیب می‌بینند. عدم رعایت GDP ممکن است منجر به تذکر، اخطار یا اقدامات انضباطی شود و در بدترین حالت، فرد را در معرض مشارکت ناخواسته در جعل یا دستکاری داده‌ها قرار دهد. این پیامدها نشان می‌دهد که GDP نه یک الزام اداری، بلکه ستون اساسی حفظ اعتماد، کیفیت و ایمنی است

چرا مستندسازی این‌قدر مهم است ؟

در صنعت دارو، بیوتکنولوژی و غذا جمله‌ای طلایی وجود دارد که تقریباً همه آن را شنیده‌اند: «اگر چیزی ثبت نشده، یعنی انجام نشده است.» این عبارت صرفاً یک شعار نیست، بلکه اساس قضاوت ممیزها و نهادهای قانون‌گذار محسوب می‌شود. هر کاری که در محیط‌های GxP انجام می‌دهید—اگر به‌صورت صحیح، به‌موقع و قابل ردیابی ثبت نشده باشد—از نظر ممیزها گویی هرگز اتفاق نیفتاده است. به همین دلیل است که مستندات نقش حیاتی در اعتبار، ایمنی و قابلیت اعتماد سیستم‌های کیفی دارند.

اکنون می‌توانیم به‌طور دقیق بررسی کنیم که این مستندات چه نقش‌هایی را بر عهده دارند.

محور اول: نقش مستندسازی در تضمین کیفیت

نخستین نقش مستندات، تضمین کیفیت است. کیفیت محصول تنها به این معنا نیست که در پایان فرایند، یک آزمون انجام شود و نتیجه «قابل قبول» به دست آید. در واقع، کیفیت به این معناست که کل مسیر تولید —از دریافت مواد اولیه و فرایند تولید گرفته تا بسته‌بندی، انبارش و ارسال— مطابق روش‌های تأییدشده و تحت کنترل انجام شده باشد.

در این میان، مستندات نقش کلیدی ایفا می‌کنند. آن‌ها نشان می‌دهند که هر مرحله از کار بر اساس دستورالعمل‌های تعیین‌شده انجام شده است، ثابت می‌کنند که تجهیزات مورد استفاده به‌درستی کالیبره و تمیز بوده‌اند و مشخص می‌کنند که هرگونه انحراف یا مشکل احتمالی به‌درستی شناسایی، ثبت و مدیریت شده است. اگر این موارد ثبت نشوند، در واقع تنها می‌توان امیدوار بود که کیفیت محصول مناسب بوده است؛ اما هیچ مدرک قابل اتکایی برای اثبات آن وجود نخواهد داشت.

محور دوم: نقش مستندسازی در ردیابی (Traceability)

محور دوم در اهمیت مستندسازی، نقش آن در «ردیابی» یا Traceability است. ردیابی یعنی بتوانیم مسیر یک محصول را از نقطه شروع تا زمان رسیدن به بازار دنبال کنیم و دقیقاً بدانیم چه موادی، چه افرادی و چه تجهیزاتی در ایجاد آن نقش داشته‌اند.

برای مثال، تصور کنید چند ماه پس از توزیع یک بچ محصول، شکایتی از بازار دریافت می‌شود که این بچ دچار مشکل است. در چنین شرایطی، مجموعه‌ای از پرسش‌های کلیدی مطرح می‌شود: این بچ در چه تاریخی تولید شده؟ چه مواد اولیه‌ای با چه شماره Lot در آن به‌کار رفته و آن مواد از کدام تأمین‌کننده بوده‌اند؟ چه دستگاهی در فرایند تولید استفاده شده و وضعیت آن دستگاه در آن زمان چگونه بوده؟ چه فرد یا افرادی در آن شیفت مسئولیت داشته‌اند؟

تمام پاسخ‌های این پرسش‌ها فقط و فقط در مستندات درست و کامل قابل‌جست‌وجو است. اگر لاگ‌ها ناقص باشند، فرم‌ها نیمه‌کاره تکمیل شده باشند یا اطلاعات پس از انجام کار اضافه شده باشد، شرکت قادر نخواهد بود علت مشکل را ریشه‌یابی کند، درباره انجام یا عدم انجام Recall تصمیم درستی بگیرد یا حتی مشخص کند که مشکل واقعاً به محصول مربوط بوده یا نه.

به همین دلیل است که می‌گوییم بدون مستندسازی دقیق، ردیابی عملاً از کار می‌افتد.

محور سوم: نقش مستندسازی در اثبات رعایت الزامات قانونی (در ممیزی/بازرسی)

محور سومِ اهمیت مستندسازی، نقش آن در اثبات رعایت الزامات قانونی در ممیزی و بازرسی است. نهادهای نظارتی مانند FDA، EMA و وزارت بهداشت قرار نیست هر روز در کنار ما بایستند و روند تولید یا آزمایش‌ها را لحظه‌به‌لحظه مشاهده کنند. ابزار آن‌ها برای قضاوت، فقط مستندات ماست. در یک ممیزی، بازرسان معمولاً این موارد را بررسی می‌کنند:

  • ابتدا SOPها را نگاه می‌کنند تا مطمئن شوند روش‌ها به‌طور رسمی تعریف شده‌اند.
  • سپس رکوردهای تولید، آزمایش، انبار و سایر بخش‌ها را مرور می‌کنند تا ببینند آیا این روش‌ها واقعاً اجرا شده‌اند یا خیر.
  • امضاها، تاریخ‌ها و اصلاحات نیز دقیق بررسی می‌شود تا مشخص شود اصول GDP رعایت شده است.

اگر مستندات ناقص یا ضعیف باشد، حتی اگر کارها در عمل کاملاً درست انجام شده باشد، ممیز نمی‌تواند این درستی را تأیید کند. نتیجه چنین وضعیتی ممکن است Observation، Warning Letter یا حتی تعلیق مجوز باشد. به بیان ساده: در ممیزی، «کاری که انجام شده» اهمیت دارد، اما «کاری که ثبت شده» سرنوشت‌ساز است.

محور چهارم: نقش مستندسازی در دفاع در برابر شکایت‌ها و مشکلات بازار

محور چهارمِ اهمیت مستندسازی، نقش آن در دفاع در برابر شکایت‌ها و مشکلات بازار است. زمانی که یک مشتری، بیمار یا نهاد قانونی شکایتی مطرح می‌کند—مثلاً خرابی محصول، آلودگی، عارضه ناخواسته یا هر مشکل دیگر—شرکت باید بتواند از عملکرد خود دفاع کند. این دفاع با توضیح شفاهی انجام نمی‌شود؛ تنها مدارک هستند که می‌توانند ثابت کنند شرکت کارش را درست انجام داده است. در چنین وضعیتی، مستندسازی نقش اصلی را بازی می‌کند:

  • سوابق تولید نشان می‌دهند که بچ موردنظر طبق استانداردها تولید شده است.
  • مستندات کنترل کیفیت ثابت می‌کنند که همه تست‌ها انجام شده و نتایج قابل‌قبول بوده‌اند.
  • سوابق انبار و حمل‌ونقل نشان می‌دهند محصول در شرایط مناسب نگهداری و ارسال شده است.

اگر این مدارک ناقص، نامنظم یا متناقض باشند، شرکت در برابر قانون و حتی در دادگاه جایگاه بسیار ضعیفی خواهد داشت. چنین وضعیتی ممکن است به ریکال گسترده، پرداخت غرامت سنگین و آسیب جدی به اعتبار برند منجر شود.

سعید کارگر

بیوتکنولوژیست و مدیر سایت بیوتکر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *